|
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام سلام صد تا سلام .مي بينم كه به سلامتي به جز خودم هيچ كس ديگه به وبلاگم سر نزده نرگس جون عزيزم الهي قربونت بشم، دمت گرم با اين وب باحالت . مباركت باشه . خسته نباشي . وب باحالي داري!( ديدين بعضي ها هنوز مطلب وب و نخوندن ، نظر مي دن وب با حالي داري ؟ اينم از همون نوع بود)خب بسه ديگه ، دو تا مطلب باحال فقط به خاطر تو: شگفتي هاي هفتگانه ي جهان در كلاس درس آموزگار از دانش آموزان خواست آن چه كه گمان مي كنند در حال حاضر جز شگفتي هاي هفتگانه ي جهان محسوب مي شوند را ، فهرست وار بر روي كاغذ بنويسند.البته در اين بين اختلاف نظرهايي وجود داشت اما شگفتي هايي كه بيش از همه راي آوردند از اين قرار بودند:1 -اهرام بزرگ مصر 2- تاج محل 3-دره گراند كانيون 4-كانال پاناما 5-آسمان خراش امپاير استيت بيلدينگ 6- كليساي بزرگ سنت پيتر 7-ديوار بزرگ چين اما هنگامي كه آموزگار آرا بچه ها را جمع مي كرد ، متوجه شد كه يكي از دانش اموزان هنوز فهرست خود را تكميل نكرده است.بنابراين از او پرسيد كه ايا مشكلي پيش آمده ؟ دخترك دانش آموز گفت:"بله،يك قدري،من هنوز نتوانسته ام تصميم بگيرم كداميك از آنها را بنويسم زيرا تعدادشان زياد است." خانم اموزگار گفت:"عيبي ندارد ، به ما بگو چه چيزهايي را نوشته اي شايد كه بتوانيم كمكت كنيم." دخترك قدري ترديد كرد ، اما سپس از روي كاغذ خود چنين خواند : " ديدن ، شنيدن ، لمس كردن ، چشيدن ، احساس كردن ، خنديدن ، دوست داشتن " كلاس در چنان سكوتي فرو رفته بود كه حتي اگر سوزني هم به پايين مي افتاد،مي شد صداي برخورد آن را با سطح زمين شنيد.حقيقت آن است كه ما چيزهايي به اين سادگي را كه واقعا شگفت انگيز هستند ناديده مي گيريم و قدر آنها را نمي دانيم. شايد كه اين داستان كوتاه يادآور خوبي باشد از اينكه ارزشمندترين چيزهاي زندگي را، انسان ، نه ميتواند با دست بسازد و نه خريداري كند. ديروز، امروز و فردا ! در هفته دو روز است كه نبايد خودمان را به خاطر آنها آزار دهيم.دو روزي كه در آن نه بايد بترسيم و نه بايد از چيزي هراس داشته باشيم. اولين روز ، ديروز است كه باري از غم ها ، اشتباهات ،خطاها ، رنجها و نگراني ها را بر دوش مي كشد.ديروز هيچ گاه نزد ما بر نمي گردد.تمام طلاهاي جهان نمي توانند آن را براي ما دوباره زنده كنند.ما نمي توانيم كارهاي انجام شده و سخنان گفته شده را دوباره تكرار كنيم. ديروز يك روز گذشته و به سر رسيده است. روز ديگر كه بايد غصه هاي آن را كنار بگذاريم ، فردا است.فردايي كه آكنده از اميد،وعده وقول و قرارها،نتايج بي ارزش،بدبختي ها و مشكلات ريز و درشت است.آينده براي ما مبهم است.ممكن است كه آفتاب تابناك پرتوهاي طلايي خود را بر سر ما بتاباند و يا ابرهاي تيره جلوي روشنايي او را بگيرند.هيچ كس از آينده خبر ندارد. بنابراين فقط امروز براي ما مي ماند.همه ي ما مي توانيم در يك روز در مبارزه تسليم و يا پيروز شويم. زماني قدرت ما رو به ضعف مي رود كه وزنه هاي ديروز و فردا – اين دو ابديت وحشتناك - را به نگراني هاي امروزمان بيفزاييم.در واقع اين تجارب امروز نيست كه ما را از زندگي نا اميد و دلسرد مي كند،بلكه اين تلخي پشيماني گذشته و ترس از آينده است. بنابراين بايد فقط غصه ي امروز را بخوريم!
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم همين اول بزارين يه چيزي و اعتراف كنم : حسابي دست و پامو گم كردم يعني نيست باره اولمه كه وبلاگ ساختم ، به خاطر همين هول (حول يا هل ) شدم.راستي توي اين موقع ها به هم چي ميگن؟ يعني وقتي باره اولي باشه كه داري با يه عده ي كثيري (فارسي را پاس بدارم ، زيادي) از هم نسلي هات حرف مي زني اونم تو دنياي مجازي ، چي مي توني واسه گفتن داشته باشي؟ من كه يه دنيا حرف دارم واسه گفتن . به خاطر همين حالا حالاها هستم تو وب در خدمتتون! مي خوام بگم و بشنوم . بگم همه ي اون چيزايي رو كه تا حالا نگفتم و بشنوم همه ي اون حرفايي رو كه از شنيدنش قراره شاخ در بيارم! ميگم هول (حول يا هل) شدم آ . يه چيزي يادم رفت .قرار بود اول از روي ادب سلامت كنم : پس سلامممممممممممممممممممم هم نسلي هاي عزيزم (شايدم يه نسل قبل و يه نسل بعدي هاي عزيزم! ) ، حالتون چطوره ؟ شارژين يا نه ؟ من كه عاليم ! مگه مي شه آدم توي بهار باشه و اكسيژن خالص واسه كشيدن داشته باشه و اونوقت حا لش بد باشه؟ زياد سرتون و درد نيارم ، غرض (قرض يا قرز) از مراحمت اينه كه آقايي كه شما باشيد و خانمي كه من باشم ما يعني من يه وبلاگ تازه زدم . هميني كه الان توشي و مي دونم داري حال مي كني باهاش! تو اين وبلاگ دلم مي خواد يه چيزي و هم به خودم هم به شما ثابت كنم ! اينكه ته خط هر انساني كجاست؟ تا كي بايد رفت بدون اينكه بدوني كجا ميري؟ آخرين مقصد، مقصد نهايي ما كجاست؟ و تو هم بايد توي اين مسير باهام همسفر باشي و كمكم كني .خودم مي دونم طرح وبلاگم يه كم فاز غمه ، اما اينو گذاشتم تا هر وقت بهش نگاه ياد مقصد نهاييت بيافتي كه اميدوارم مقصد هيچ كدوم شما اينجا نباشه. يه مطلب ديگم بگم ، نمي خوام تكراري باشه ها ولي نظر بذاري ممنون مي شم اي هستي آگاه كه پنهان از ديده اي،در جهان هستي و براي جهان هستي!تو مي تواني صدايم را بشنوي ، زيرا تو درون مني و تو مي تواني مرا ببيني زيرا تو بصيري ! لطف كن و در روح من دانه اي از حكمتت بكار تا در جنگل تو ببالد و از ميوه هاي تو بياورد. آمين ! فكر نكني پاي يه شاعر معاصر در ميونه ها ! نه ! از نوشته هاي جبران خليل جبران بود .
|
.: حـسـبـی الله :.![]()
بـشکست اگر دل من به فــدای
صفحه نخست
|