تبليغاتX
. ... و خدایی که همین نزدیکی ست

... و خدایی که همین نزدیکی ست

... بـیـا ، صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم تویی، آجرک الله

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 


سلام . اول بگم که چند وقتی می شه که اینجوری توی مقصد هنایی ننوشتم . پس اگه زیادی هول می شم ببخشید . راستش امروز جشن تولد داریم . یعنی جشن تولد که نه ! افتتاحیه داریم !! در واقع امروز یه شاهکار بلاگفایی دیگه قراره معرفی بشه .( حاضرم شرط ببندم هیچ کدوماتون نتونید حدس بزنید !!)


*** امروز تولد تـــرنـــــج خانومه !! یا شایدم آقا تـــرنــــــج !! ***


اینکه تــــــرنـــــج کیه می شه اصل مطلب که من می خوام برم سرش !!
راستش من و دادا حسنی یا شایدم دادا حسنی و من ، از بس که بامعرفت و بامرامیم (بر منکرش لعنت !!) تصمیم گرفتیم که دست به یه عملیات سریع السیر بزنیم و طی این عملیات قراره که همه ی شماها فیض ببرید !!


- آبجی بگو و تمومش کن دیگه . دل بچه ها رفت !!
دادا چقدر هولی تو ؟ خب می گم دیگه ...


بسیار بسیار مفتخرم که شما رو آشنا کنم با وبلاگ " تـــــرنـــج " که توسط من و دادا حسنی مدیریت می شه .

 

www.TOORANJ.blogfa.com

 

اول در حد یه پیشنهاد بود که خب دادا جون لطف کردن و افتخار همکاری رو به من دادن که همینجا ازش تشکر می کنم . بعد هم فعلا نمی دونیم قراره تا کجا پیش بریم ؟ فعلا قرار بر اینه که با لطف خدای مهربون ، طرح بزنیم البته از نوع درخواستی، برای همه چیز . از رون مرغ گرفته تا ته جاده ی مقصد نهایی !!
خوشحال می شیم همینطور که اینجا (دنیا وایسا و مقصد نهایی) ما رو شرمنده می کنید ، اونجا هم نظر بدین و توی بهتر شدن این وبلاگ نوپا کمکمون کنید .


فکر می کنم واسه معرفی همین انقدر بس باشه .
توفیقات روز افزون خود را از خدا
وند متعال خواستاریم !!

آناناسی باشید .
..

 

 

+نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت23:38توسط نرگس | |

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

 دور مثه من ، نزدیک مثه خـــدا ...

 

بعضی وقتها خداوند رو به هیچ شکلی نمی شه از توی زندگی محو کرد .

یعنی شاید بشه اون رو برای مدتی فراموش کرد اما نمیشه برای همیشه اون رو کنار گذاشت.

دست کم این کار برای من به معنای کنار گذاشتن زندگیه .

وقتی زندگی رو کنار بگذاری لابد افتاده ای توی مرگ !

.

.

خــداونـد منشأ زندگیه و اگر کسی از این سرچشمه جدا شد ذره ای از زندگی در او نیست.

 

 

روی ماه خداوند را ببوس – مصطفی مستور

 

  

پ.ن: خیلی دور ،خیلی نزدیک ... شاید یه علت ساده برای اثبات پیچیده ترین معلول ها !

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت22:10توسط نرگس | |

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

بدون شرح ...

 

چند وقت پیش برای یه موضوعی ، دنبال یه عکس می گشتم . نمی دونم چرا ولی یه دفعه ای این عکس نظرمو به خودش جلب کرد در حالی که اصلا مرتبط با موضوعی نبود که من سرچ زده بودم . با دیدنش خشکم زد . می تونم بگم تا حالا همچین چیزی ندیده بودم . یه دختر ، اینجوری کسب درآمد کنه ؟ واسه یه لحظه خودم و گذاشتم جای اون . وقتی حالت نگاه ها و خنده های چندش آور بقیه رو دیدم ، احساس کردم شکستم !! یعنی انگاری خرد شدم ! برام خیلی عجیب بود که یه دختر چه جوری می تونه اینجوری شان خودش رو پایین بیاره و خیلی بی تفاوت مشغول چنین کاری بشه ؟ با یه نفر در مورد باهاش صحبت کردم . جوابی که بهم داد جالب بود : "نرگس تا حالا مجبور به انجام کاری شدی ؟؟! اونوقته که ناچاری خودت رو بزنی به بی تفاوتی !!" . شاید جوابش منطقی بوده باشه ، اما یه سوال خیلی بزرگ ، بدجور ذهنم رو درگیر کرده :

 

اجــبــار ؟ نـــیـــاز ؟ یا کسب روزی حــلال ؟!

 

معصومیت از دست رفته ی این دختر رو توی کدوم یک از این واژه ها باید پیدا کنم ؟؟

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت21:44توسط نرگس | |

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  

 یا اباصالح المهدی (عج)

 

بازم امشب مثه هر شب ، تو برای من دعا کن

نم نمک سکوت و بشکن ، زیر لب خدا خدا کن

بازم امشب مثه هر شب ، پر کن از صدات هوامو

غرور سکوت و بشکن ، تازه کن ترانه ها مو

واسه عاشقا دعا کن ، که غریب روزگارن

هفت تا آسمونه اما ، یه ستاره هم ندارن

واسه عاشقت دعا کن ، که تو کار دل نمونه

تو فقط خدا خدا کن ، که خدا خودش می دونه

تــو فـقـط خـــــدا خــــــدا کـن

تــو فـقـط خــدا خــدا کـن

بازم امشب مثه هر شب ، تو برای من دعا کن

 

پ.ن : ای کاش حداقل می دونستم کدوم یکی از کارهام اونقدر ناراحتت کرده ، که چند هفته است اجازه اومدن بهم نمی دی !! دلم تنگه برات ... آقا جونم بــطــلــب ...

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت19:22توسط نرگس | |

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

روز ، شب ، غیبت ، حضور. حضور دایمی گره ها .
کنترل صدا . لذت خفگی . لذت افراط و تفریط
...
البته
این نیز بگذرد
...

نقطه ، نقطه ، نقطه ، نقطه چین .
و از پیوستگی شان شاید روزی خطی پدید آید ،
شخصا باید بازجویی شوی !
اعتراف می کنم
! به همه نقاط .
نقاطی به تعداد همه ثانیه های مسکوت ، شیرهای آب سرد ، نقاطی به تعداد تکرار خودم .
به همه نقاط .
به تمام نقطه سر خط ها ، به تمام نقطه هایی که معنی
" ادامه دارد " می دهند . به نقطه چین های لحظات سردر گمی ، و به تمام ثانیه ها ، هر نقطه ، یک ثانیه ، یک هزارم ثانیه و در هر نقطه می توان مرد ، یا میتوان بوم بوم بوم ، تپش قلب را شنید .
نقطه ، نقطه ، نقطه ،
سه نقطه ... اینجا نقطه چین است .
و من ، شغل
ام نقطه چینی است .

نقطه می چینم ، دانه به دانه . رنگ به رنگ .
شاید روزی با این نقطه ها خطی بسازم . شاید هم ...

 

 

پ.ن : این نیز بگذرد ...

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت20:3توسط نرگس | |

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

برای تو می نویسم . ای سراپا همه عـــشــق ...

 

امروز ، روز توست . روز آزادی ات . روزی که همه صدا زدند : می خواهیمت ای وطن !

روزی که من نبودم ! اما حسش کرده ام .

روزی که مثل هیچ روزی نیست .

روز شکوه تو . روز استقلالت ، روز یکدلی ات ، یک رنگی ات .

شمال و جنوب و شرق و غربش هم مهم نیست.

مهم تویی !

تو که مظهر آزادی منی ...

نماد پاکی و غیرت و عشق منی ...

و ما بهتر از تمامی مردمان دنیا می توانیم حست کنیم .

مهم نیست خاکت بوی تازگی هویزه داشته باشد یا کویر خشکت را .

مهم نیست آبت خروش خزر باشد یا خلیج همیــــــشــــــه فارس .

مهم تویی ...

و مهم تر عشق به تو ...

و اینجا دیگر بازی سیاست نداریم !

بازی ، بازیه عشق است .

عشق به تو ...

عشق به کشورم ، میهنم و هـــم وطـــــنــــــم ...

و من بهتر از تمامی مردمان دنیا می توانم هم وطن را در واژه نامه ها معنا کنم .

هم میهن من ، هم خاک من ...

هـــمــوطـــــن مــــن .

 

گفتن از تو و ماندن با تو هم صفایی دارد .

 

ای وطـــــــــن

 

صــد جان بــطـلـب ... یـک جان به چه ارزد ؟؟

 

 

به آرامش ساحل خلیجت ، به زیبایی دشت های لاله گونت و به بلندی دماوندت ، فریاد می زنم :

 

تـا هــمــیشـه دوســتـت دارم ای ایـــــــــران ...

 

  

 دوستت دارم وطن من ...

 

در روح و جـــــان مـن

مـی مــانــی

ای وطــن

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت0:1توسط نرگس | |

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

امشب، آخرین شب است . یک ماه است که از تو گفته اند و از تو شنیده ایم و برای تو گریه کرده ایم .هر بار با شنیده هایمان ، داغ دل تازه تر می شد . فردا دومین فصل مظلومیتت آغاز می شود و ما همچنان چشم به راه منتقم خون توییم و از ته دلهای داغدارمان فریاد " این الطالب بدم المقتول بکربلا " سر می دهیم ! و ایمان داریم که روزی خواهد آمد . می آید و تسلی دلهای داغدارمان خواهد شد . و این شاید آخرین امید باشد برای آرامش دلهای ناآراممان ...

 

تـــو خواهی آمد ...

و این تنها امید است ...

 

*** اللهم عجل لولیک الفرج ***

 

تا آخر عمر هم از گفتن و از تو شنیدن و برای تو گریه کردن ، کم است ! حسین جانم ...

 

+نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت23:42توسط نرگس |

 

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

با نام وجودی که وجودم ز وجودش شده موجود...

سلام دوستان...

به زودی میتونید اینجا هرچیزی پیدا کنید...

البته یکم طول میکشه تا جا بیفته اما خب... گر صبر کنی ز غوره ، شوروا سازم

 

آره می دونم بلاگ من جا افتاده هست !! ولی خب اون متن بالایی ماله من نیست ! حالا یکم صبر کن ... سلام . آقايون ، خانم ها ، جميعا ... ممنون كه تشريف اوورديد ...اول از همه بگم که متن شروع و حال کردین ؟؟ خدایی خیلی قشنگ بود .بگدریم ... امروز 17 بهمن ماه ، اگه گفتید چه خبره ؟ ( اگه پایه ی مچل بازیش باشی باید از اون ز غوره شوروا سازم بفهمی که امروز چه خبره !!) ... لطف کن برو بالا ، حالا اینی که می بینی توی نوار آدرست بنویس :

 

www.Donya-Vaysa.blogfa.com

 

البته چون من خیلی خاطر شما رو می خوام !! خودم لینکشو گذاشتم براتون . فهمیدی چه خبره ؟ خب اگه لطف کنی و از دیدن زاینده رود دست بکشی و از بالای عالی قاپو بیایی پایین ، می گم چه خبره !

 

365 روز پیش ، توی یه همچین روزی ، حدودهای ساعت 8 صبح ، توی بلاگفا سروکله ی یه نابغه ای پیدا شد که از رون مرغ تا جوجه سخاری رو گذاشت توی بلاگش !! تولد دنيا وايسا ست ... وبلاگ دوست عزيزمون جناب آقای وزيـــر بلاگفا !

 

به مناسبت اين روز بزرگ و تاسيس يه شاهكار توي بلاگفا ، قصد دارم بعد از تبریکات و تهیات فراوان ، يه مروري به گذشته ي اين وبلاگ داشته باشم ... برگرديم به يك سال پيش ... اولين پست دنيا وايسا که خب همون بالایی بود که نوشته بودم .( از همون اولش هم اهل سه نقطه بودی ها !! ) توی دومین پست دنیا ، آقا داداش کلی عکس انداخته بود و یه جورایی فهمونده بود که با یه عکاس طرفیم !! توی سومین پست وبلاگ هم دادا گربه رو دم حجله کشته بود و مهندسی شو با ساخت یه بازی به همه ثابت کرده بود !!!

 

بزارید از آشنایی خودم بگم . اردیبهشت ماه بود . هوا آخر تنفس ! داشتم توی سروقامت می گشتم . خواستم براش کامنت بزارم ، دیدم اولین نفر نوشته :

 

چشم آقا مجتبی . 5 تا رد پا خوبه ؟

 

نویسنده : حسنک وزیر ... برام خیلی جالب بود . حسنک وزیر ؟ رفتم وبش و باز کردم و شروع به گشت و گذار کردم .از همون اولش معلوم بود از اون آدم هایی که باز بی خیال دنیا ! اینو از قالبش می شد فهمید :

 

هر کجا هستم باشم . آسمان مال من است . پنجره ، فکر ، هوا ، عشـــق ، زمین مال من است .

 

یکمی که گشتم دیدم نه ، خیلی داره از اینجا خوشم می یاد .مخصوصا موقعی که زندگی شیرین و با طعم شکلات و مهربونی و خدا چشیدم . تازه فهمیدم این آقا پسر توی منبع پولکی زندگی می کنه ! منم که عاشق پولکی ، دیگه از همون زمان مزاحمت های ما واسه این آقا داداش شروع شد . به طوری که دنیا وایسا ، شد صفحه ی خانگی من !

 

حالا جزییات آشنایی رو و پست های قشنگ دنیا وایسا رو لطف کن و توی ادامه ی مطلب بخون!!

 

 

اولین سالگرد تولد دنیا وایسا رو تبریک می گم به حسنک وزیر ، آقا مهدی و دلتنگ عزیز .

 

 

 تــــــولدش مبــــــــارک ...

 

دادا جونم زندگیت همیشه به کامت شیرین ، مثل شکلات ، مثل آبنبات ، مثل مهربونی ، مثل عشق ، مثل خدا ...  

برات آرزوی سربلندی و موفقیت می کنم . صد و ببست و یک ساله بشی تا دنیا وایسا صد ساله بشه !

 

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت0:1توسط نرگس | |

 

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

12 بهمن ماه 1357

 

آن مرد آمد .

آن مرد در باران آمد .

وقتی او آمد ، باران مهربانی و آزادی بارید .

آن مرد سوار بر بال فرشته ها آمد .

آن مرد آمد و فکر ها را دگرگون کرد .

وقتی او آمد همه جا بوی محبت و عشق می داد .

سالهای بسیاری گذشته است .

آن مرد رفته است .

یادش جاودان خواهد ماند ...

 

... ... ماه ...

 

آن مرد خواهد آمد .

آن مرد در باران خواهد آمد .

وقتی او بیاید ، باران عشق و آزادی می بارد .

آن مرد می آید و قلب ها را دگرگون خواهد کرد .

آن مرد می آید و پاکی را با بوی نرگس معنا خواهد کرد .

آن مرد خواهد آمد ...

  

 او خواهد آمد ...

 

کی می شود که به بهانه ی آمدنت ، دنیا دنیا نرگس ، نثار قدمهای سبزت کنیم ؟

 

... اللهم عجل لولیک الفرج ...

 

+نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت0:7توسط نرگس |

 

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

- هم اکنون سامانه ی ناپایدار بارش زا از سمت غرب وارد کشورمون شده . بنابراین هموطنان عزیزمون در قسمت های غرب ، شمال غرب و به تدریج مرکز ، شاهد موج جدید بارش ها در چند روز آینده خواهند بود ...

 

کلی ذوق کردم . ای جانم بـــــــرف !!

هیچی روی زمین پیدا نیست به جز برف ! بابا می گه : انگاری شهر خوابیده . توی خیابون ها قو پر نمی زنه ! تو تا حالا کولاک دیده بودی ؟

توی شهر قحطی تاکسی اومده . همه دربستی ! به پا لیز نخوری !!

اداره ها تعطیل ، مدارس ابتدایی ، راهنمایی ، دبیرستان و پیش دانشگاهی ، دانشجویان محترم دولتی و آزاد و پیام نور و غیره و ذلک ، برین حالشو ببرین . امتحانات لـــــــــغــــو !!

بابا عجب کیفی داره . من تاحالا انقدر برف ندیده بودم . یعنی اصلا ندیده بودم . فقط می دونی ، یکمی سرده ، نه خیلی سرده !

کرسی و رو به راه کنید . این سرمایی که من می بینم حالا حالا ها خونه نشینمون کرده !

آمار اس ام اس ها خدادتاااااااااا ... برو بچ همه بیکــــــار !!

راههای تمام کشور بسته شده .  از هیچ جایی به هیچ جایی راه نیست .

مسدود شدیم رفت !!

 

_ هم اکنون اون سامانه ی ناپایدار وارد شرق کشور شده . اما ما توده ی دیگه ای رو در راه داریم که بازم از سمت غرب وارد کشور خواهد شد و به طبع هموطنان عزیزمون در قسمت های غرب ، شمال غرب و به تدریج مرکز ، شاهد موج جدید بارش ها در چند روز آینده خواهند بود ...

 

چقدر سرده ! دختر صف نونوایی ها این هواااااااا !! بازارها و مراکز خرید همه تعطیل . حالا توی این سرما کی می ره خرید ؟

بابا ... چرا آب از شیر نمی یاد ؟؟

دختر کجایی ؟ 16 درجه زیر صفر ! تو مدرسه یادت ندادند که آب چند درجه یخ می بنده ؟ لوله ها یخ زدن .برو خدا رو شکر کن که توی قائم شهر نیستی !! از سه شنبه تا حالا گاز توی شمال قطعه !!

امروز فقط ماشین بود که به هم می خوردن . همه هم مهربون شده بودن نمی دونم چرا ؟؟ تا می زدی می گفتن آفا صلوات بفرست و برو !!

دریاچه نمک و دریابید و خیابون های یخ زده رو !! شن هم باشه کافیه ...

سهیل می خونه :

آدم برفــــی قشنگه

چترش چه رنگارنگه

هویچ روی دماغش

سطل هم جای کلاهش

 

 آدم برفی قشنگه !!!

 

_ بازم موج جدید از سمت غرب و هموطنان عزیز و ذوق زده در قسمت های غرب ، شمال غرب و به تدریج مرکز !!

 

بابا این مردم توی این سرما چی می خوان از امام حسین ؟ ساعت 1 بامداده و هنوز با بدن های برهنه توی این سرما دارن سینه می زنن !

برف سهل است ، اگر سنگ ببارد هر شب ـــــ مجلس گرم عزای تو به پا خواهد شد

بابا توی این هیئت ها چه گرمایی وجود داره . امسال بالا رفتن دسته ها دیدنیه ها ...

ماشین شخصی ها هم صلواتی سوار می کنن . خانم کجا تشریف می برین ؟

چقدر مسافر کشی با زانتیا قشنگه !!

خیلی سرده ...

 

- به اعلام سازمان حوادث غیر مترقبه/متقربه فردا تمامی مدارس استان ...

 

خب می دونم ، تعطیل می باشد ...دیگه خیلی تکراریه ! الان 10 روزی می شه هر شب اینو اعلام می کنید . آخ چه کیفی می کنن این وروجک ها ...

بابا می شه فردا صبح بری نون سنگک داغ بخری ؟ باور کن دیگه شکلش از یادم رفته !! خسته شدم از بس این لواش های فریز شده رو خوردم .

الو ... مامان جون سلام ! مامانی فردا آش رشته درست می کنی بیاییم اونجا ؟

برفــــــــــــیــــــــــــــــــه !! بــــــــرفی !!

بابا پشت بوم مامانی اینا رو 25 تومن گرفته تا پارو کرده !!

بابا پـــــارو داریم ؟!!

 

- آقایون خانم ها بازم موج جدید از غرب به کــــــل کشور !!!

 

بابا خوش به حال اونایی که دارن توی خلیج فارس زیر آفتاب شنا می کنند .

دختر نرو تو رویا ، بیا بیل و دست بگیر که وقت تنگه ... بدو ببینم !

بابا همین پارو نزده بودم که اونم به لطف این ننه سرمای سیریش ، باید بزنم !!!

اونجوری که برف و با سنگ های کف حیاط پارو می کنی !

بابا امروز فهمیدی شهردار چی گفت ؟

آره . می گن شهر ما کویریه ! حالا کجان که ببینن شده سیبری ؟؟

شهردار هم این همه مجوز ارسال نمک امضا کرده ، بانمک شده ها !!

هوا سرده ... خیلی زیاد .

بابا توی این 3 دوره بارش ، 57 سانت برف باریده ...

ولی قدیم ها بیشتر می یومد !!

 

- هموطنان عزیز ، انشاالله از فردا با خروج سامانه ی ناپایدار ، گــــــرمــــــا به کشور باز می گردد !!

 

بابا ، خورشید !!

توهم می زنی دختر . این همون سامانه هست !! حالا حالا ها مونده تا آفتاب بیاد !

 

مدارس باز شده. البته نوبت صبح به علت برودت هوا تعطیل .

بابا هنوزم نفهمیدم برودت یعنی چی ؟

برودت یعنی ملت برین حالشو ببرین !!

 

 

خدایـــــا !

به خاطر تمام موج های ناپایدار و سامانه های بارش زات 

مـــمــــنــــونــــم !!!

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت18:33توسط نرگس | |

 

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  

امشب ، هفتمین شب است . و خبر ساده و کوتاه است : " هفت شب و روز است که غریبی ماه را می بینیم و بی حسین (ع) چشم می گشاییم ! " 

 ماه غریب آسمان ... 

فردای عاشورا ستاره ها اسیر شب شده بودند . غریبانه شمع پشت شمع روشن نگه داشتیم تا با میلاد صبح غریبگی نکنیم ! به آسمان بگویید برف نبارد تا زمین این روزها سپید نپوشد ...

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت20:34توسط نرگس |

 

اللهم الرزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

 

نمی دونم اینایی که الان می خوام بنویسم اصلا ربطی به موضوع صد جمکران دل داره یا نه ؟! نمی دونم چرا ولی احساس می کنم برای گفتن درد و دل هام موضوعی بهتر از همین صد جمکران دل ندارم ! بحثم در مورد حرمت شکنی و غیرت متقابله ! چیزی که خیلی راحت جلوی چشم من و تو اتفاق می افته و ... . یه روزهایی توی سال هستند که خب واسه خودشون حرمت دارن . مثله ماه رمضان و شب های قدرش ، ایام فاطمیه ، ایام حج و همین عاشورایی که تازه ازش گذشتیم .اما نمی دونم چرا بعضی ها معنی احترام رو توی این روزها نمی فهمن ؟ نه احترام واسه من ، نه واسه اون روز خاص بلکه احترام واسه پاکی دل خودشون !

من امسال یا راحت تر بگم هر سال ، چیزهایی رو می بینم و دیدم که یه جورایی بدجور ذهنم رو درگیر می کنه .گاهی اوقات بزارید راحت بگم که شک می کنم به خیلی از چیزها ! جوون های هم سن و سال خودم با یکی دو سال اختلاف شاید ، کارهایی رو انجام می دن ، که برام غیر قابل هضمه !

اینکه جنس مخالفم خیلی راحت ، بدون اینکه توجهی داشته باشه که مثلا توی مراسم عزاداری قرار داره !! یه چیزی بارت کنه و بعدش غش کنه از خنده و تو هاج و واج نیگاش کنی که ای خدا ، این همونی که الان داشت ذکر می گفت ؟؟ اصلا نمی خوام جانبداری کنم از خودم و هم جنس هام . نه . دیدم دخترهایی رو هم که ... شاید خیلی بدتر از ... نمی دونم اصلا . شاید اینجا جای بحثش نباشه . ولی برام جای سواله ! اینکه ما فقط داریم اسم شیعه رو روی دوشمون یدک می کشیم ؟؟!

اگه من ، که اینارو می بینم و در مقابل سکوت می کنم ، پس باید حق داد به اونی که این کارو انجام میده و با بی تفاوتی دیگران روبه رو می شه !

با دیدن این جور حرکات ،نمی دونم کلمه ی غیرت چه معنی باید داشته باشه ؟ نمی دونم چرا بعضی ها دارن کاری می کنن که این کلمه از توی واژه نامه ها حذف بشه !! منم مسئولم . منم باید غیرت داشته باشم روی تمام دختر ها و پسرهایی که می بینم . مهم نیست بشناسی یا نه . اصل موضوع همین نگه داشتن حرمته که فکر می کنم با غیرت متقابل همراه باشه .

من این جوون ها رو با جوون 23 یا 24 ساله ای مقایسه می کنم که همین شب قدر امسال برای اینکه من و مادرم بتونیم از بین جمعیت عبور کنیم ، دست هاشو باز کرد و جلوی عبور مردها رو گرفت و از بین تمام نامحرم هایی که اونجا بودن ، یه راه جدا واسه ما درست کرد ! اسم این کار رو چی می شه گذاشت جز غیرت و تعصب در مورد یکی که نسبت بهش احساس مسئولیت می کنی در حالی که هرگز نمی شناسیش ؟!

بحثم با تویی نیست که این چیزها برات مهمه . دارم به خودم می گم و تمام اونایی که شاید خیلی بی تفاوت از این موضوع بگذرن .

حالا اگه بخواهیم از خودمون فراتر بریم ،می رسیم به همین صد جمکران دل ها ! هیچ وقت بعد از ظهر عاشورای امسال رو یادم نمیره . توی مجلس عزای امام حسین ، وسط سینه زنی آخر مجلس نمی دونم چرا ولی مداح یه دفعه ای روضه ی اسیری حضرت زینب (س) رو خوند و روضه رسید به غیرت ! با همون اشک و زجه هاش می گفت و مردم زار می زدن . حرفهاش برام خیلی جالب بود . اونقدر که وادارم کرد کلی بهش فکر کنم .می گفت توی این همه جریان قتل عام مردم فلسطین و لبنان و عراق ، فکر می کنید دل کی از همه بیشتر خونه ؟ می گفت برازید یه چیزی و بگم . اونا با وجود غیرت تو ، دختر شیعه رو می کشن و تو فقط نگاه می کنی و می گی خدا لعنتشون کنه ! می گفت وقتی به یه دختر شیعه خیلی راحت تجاوز می کنن ، نمی یان تو رو صدا بزنن که ! همه می گن یابن الحسن !! اینجاست که آقامون دلش آتیش می گیره !

راست می گفت ... فقط به این فکر کن که منجی باشی و این همه ظلم و ستم و بی آبرویی رو ببینی و بدتر از همه با بی تفاوتی شیعه هات رو به رو بشی و اونوقت ...

 

هل من ناصر ینصرنی فقط برای ظهر عاشورا نبود !

 

هنوز هم یکی هست که فریاد " کیست مرا یاری کند " سر می ده و ... ! من و تو کجاییم ؟ کی قراره یکمی از اون وجدانمون رو بیدار کنیم و با دیدن این جور چیزا فقط شونه بالا نندازیم ؟ یاری کردن امام زمان (عح) رو با همین چیزها می شه معنی کرد . امر به معروف و نهی از منکر توی زندگی من و تو جوون امروزی جاش کجاست ؟ خیلی راحت می بینیم اونچه رو که نباید انجام بشه و خیلی راحت تر با گفتن یه " خدا اهلش کنه " از کنارش می گذریم !! بعد جالب اینجاست که غروب جمعه که می شه دست می بریم بالا و می گیم " اللهم عجل لولیک الفرج "

اینجور کارهاست که دل آقا رو به درد می یاره . اینجاست که بعضی از فروع دینمون رنگ می بازه و جاش رو به ترس می ده ! اینجاست که هر اهل و نااهلی به خودش اجازه می ده که منجی دروغین بسازه و بر ضد اسلام و شیعه تبلیغ کنه . و من و تو همچنان فقط با گفتن " اللهم عجل لولیک الفرج " تمام کارها رو به خدا می سپاریم !! درست نیست . به خدا درست نیست . حالا می تونم معنی صد جمکران دل 10 رو به خوبی بفهمم :

 

"بلای جانسوز عصر ما غیبت نیست ، غفلت است . "

 

و من چقدر ساده از کنار کلمه ی غفلت می گذرم در حالی که یه دنیا حرف پشت همین کلمه ی 4 حرفی خوابیده !!

 

توی همین کتاب "در اوج تنهایی" که چند وقت پیش معرفی اش کردم نوشته بود که یکی از علمای دین بعد از متوسل شدن به حضرت بقیه الله ، ایشان را در خواب می بیند . جمله ای که حضرت به این عالم دینی گفته بود انقدر دلم رو سوزوند که دوست داشتم از شدت خجالت دیگه نباشم ! حضرت فرموده بودند که :

 

".. و هر 24 ساعت ندای هل من ناصر ینصرنی را سر می دهم و کسی به ندای من توجهی نمی کند ..."

 

به نظر تو با شنیدن یه همچین حرفی از آقامون ، دیگه جای حرف زدن برای من باقی می مونه ؟؟!!

 

***

یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه

یا رب الحجه بحق الحجه اشف صدر الحجه بظهور الحجه

***

 

خدایا مرا برای تمام کوتاهی هایم در حق امام عصرم (عج) ، بـــبــخــش !!

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت0:5توسط نرگس | |